مـלּ و دل

home | EMAIL| DESIGN | profile

 پست ثابت متغیر

 

لازم میدونم یه چیزی رو بهتون بگم:

احساسات من فراز و نشیب زیادی داره

یه موقع پستام غمگینه

ولی بعضی وقتا هم خیلی پرشور و شاده !

خلاصه لحظه به لحظه ام یه جوره !

 


 

 

دوستان عزیز

اگر تاحالا به اینجــا سر نزدید

فوراً کلیک کنید

 

 

YoUr FrIeNd


داستان عجیب و پیچیده ای داشت این روزهای من...

انقدر فکر توی سرم ورجه ورجه میکرد که هر آن میگفتم یکی شان از سرم می پرد 

و آنوقت کلی باید بنشینم و فکر کنم تا دوباره یادم بیاید

 

آره

خیلی روزای عجیبی بودن..

تصمیمی میگرفتم

و در طول یک دقیقه یا کمتر حتی

نظرم 180درجه تغییر میکرد..

احساس های متناقض، دلواپسی، ناراحتی، دوست داشتن، ...

و خیلی چیزهای دیگر که گاهی دقیقه ها مرا به مات میبرد..

 

این مدت چندباری دست بردم و چیزک هایی نوشتم

اما نشد که تایپ بشود و روی این صفحه بیاید..!

 

 

 

 

+ وَ مَن یتوکّل علَی اللهِ فهو حَسبُه

 

+ تَوکّلتُ علَی الله .....


»خاطره
YoUr FrIeNd


دلتنگی یعنی همین که
عصر جمعه باشد
تو نباشی
من هم گاه در خودم
گاه در هوای تو باشم...

 


»دیگران
YoUr FrIeNd


نه تو میمانی

و نه اندوه

و نه هیچ یک از مردم این آبادی...

به حباب نگران لب یک رود قسم

و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت،

غصه هم میگذرد...

آن چنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند...

لحظه ها عریانند؛

به تنِ لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز ...!

(سهراب سپهری)

 

 

 

+ پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله):

آنکه دانش می جوید فرشتگان بال های خود را

زیر پای او میگیرند؛ زیرا از کار وی رضایت دارند.

 

 

+ اول مهر ............ (مبارک/ تسلیت)

با هر کدوم که صلاح میدونین پر کنین. من که نظرم رو دومیه :)

 


»خاطره
YoUr FrIeNd


خدایا

 

این شادیای صعود والیبالُ

از ما نگیــــر !

 

گزارش تصویری دیدار تیم های ملی والیبال ایران و صربستان

 

«الهی آمیّــن»

 


+ ولاسکو مچکریم! ینی خوشم میاد وقتی که نباید ببری نمی بری (مقابل ایران) وقتی که باید ببری می بری (مقابل آمریکا) - دمت گرم که صعودمون دادی!

YoUr FrIeNd


ست اول:          

.

.

ست دوم:        

.

 10دقیقه استراحت :  .

.

.

ست سوم :   表現 のデコメ絵文字表現 のデコメ絵文字表現 のデコメ絵文字

.

استراحت 2دقیقه ای: びっくりマーク !! のデコメ絵文字びっくりマーク !! のデコメ絵文字びっくりマーク !! のデコメ絵文字びっくりマーク !! のデコメ絵文字

.

.

ست چهارم : 

.

استراحت 2دقیقه ای: 

.

.

اوایل ست پنجم: 

اواخر ست پنجم:  (دعا میکنمـآ びっくりマーク !! のデコメ絵文字)

.

.

.

.

و درنهایت :

ハート のデコメ絵文字ハート のデコメ絵文字ハート のデコメ絵文字

http://goli88.persiangig.com/image/Smilies/icon_smile.gif http://goli88.persiangig.com/image/Smilies/icon_smile.gif http://goli88.persiangig.com/image/Smilies/icon_smile.gif

 

 

 

 + این پست تقریبا سِیر کاملی بود از مجموعه حالات من در طی بازی ایران-لهستان

بازی ناجوانمردانه ای بود!! (باوجود14000تماشاگر لهستانی)

اما بچه ها جوانمردانه و غیورانه بازی کردن!!

مرحبا به غیرتشون!!! (ハート) のデコメ絵文字

از هیــــ ـ ــ ــــچ، 2تا ست گرفتن! بطوری که من در اون لحظات در زنده بودن خودم شک کردم :))

و واقعاً هنوزم تو بُهتم و نه تنها از باختشون ناراحت نشدم (زیآد!) بلکه افتخارم میکنم به یه همچین بازیکنای با پشتکاری!!! http://goli88.persiangig.com/image/Smilies/icon_redface.gif

+ میر سعید معروف:بهترین پاسـور

سیدمحمدموسوی: بهترین مدافــع

فرهاد قائمی: بهترین دریافت کننده

من دیگه حرفی ندارم!!! :))

 

+ عـــآشق دایی های باحالم! عــآشق ... ハート のデコメ絵文字


»خاطره
YoUr FrIeNd


چشم باز کردم

: ساعت 9 و چند دقیقه :

اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود که امروز اولین روز تعطیلی مدرسه است!

_ بعد از کلاس ها _

و دنباله این اولین فکر، این بود که چگونه از این تعطیلی دو هفته ای بهترین استفاده را بکنم

دومین چیز هم عملی کردن طرحی بود که دیشب ریخته بودم!

که خودم را بچسبانم به مادر و خواهرم که می خواستند بروند روپوش مدرسه اش را بگیرند که برویم شهرکتاب!

اما چیزی که توقعش را نداشتم اتفاق افتاد...

و مادرم صبحِ اولِ صبح زد توی ذوقّم 

که چمی دانم، دیر می شود و نمی رسیم و اینها...

بعد تصمیم گرفتم آنها که رفتند من هم بروم انقلاب یکم بگردم و کتاب هایی رو که میخوام بخرم

بعد گفتم تنهایی که حال نمی دهد!

رفتم داداشمو از خواب بیدار کردم و به هر نحوی که بود خواستم راهی اش کنم

در همین اصرار و انکار ها بود که مامان گفت حاضر شو بریم!!

(( حالا یه کاری میکنیم، شاید برسیم ، تازه الان ساعت دهه و... ))

و من که مانده بودم چکار بکنم؛ بالاخره انقلاب یا شهرکتاب...

در نهایت انقلاب به روزهای بعد موکول شد

_ به شرط حیات البته! _

 

 

+ دوس داشتم بیشتر میگشتم اونجا، اما اجالتاً "اقلیت" و "در آن روزها گفتم" رو خریدم. (فاضل نظری و مهدی فرجی)

+ چند وقته میخوام دست ببرم به قلم، یه چیزایی هم به ذهنم میاد، اما هر دفعه یه چیزی میشه که نمیشه!

+ چـرا کانون نتیجه ها رو نمیزنه بنظرتون؟!! 

+ همون 9صب بود که خبر عمل جراحی آقا برام اومد؛ خیلی ناراحت شدم :(( ان شاء الله هر چه زودتر بهبودی کامل پیدا کنن..

+ راســــــتی!!!! صعود تیم ملی والیبال رو به مرحله دوم مسابقات قهرمانی مردان جهان تبریک میـــگم!!!うさぎ のデコメ絵文字

.:. بعداً نوشت:

انقد حواسم پرت بود که اصن یادم رفت راجه شب شعرمون بگم!

چهارشنبه ای گه گذشت یه مراسم شب شعر مانندی تو مدرسه برگزار شد که مهمونمونم آقای میلاد عران پور بودن. به لطف چندی از دوستان منم مجبور شدم یکی از خط خطیامو بخونم 

بعد از شعرخوانی بچه ها ، ایشونم چنتا از شعرای خودشونو خوندن

در آخر هم به اونایی که شعر تحویل داده بودن یکی از کتاباشونو دادن (ناخوانده)، امضاشده و با اسم اون شخص!


»خاطره
YoUr FrIeNd


می دانی..

این چند وقت زیاد یادت میکنم

خیلی زیاد...

به خودم که می آیم میبینم اوووووف!

چقدر زمان گذشته و من در سیر خاطرات گذشته و پیشامدهای آینده بودم!

چقدر ریزِ همه چیز یادم مانده ...!

و چه دوست داشتنی به نظرم می آمد لحظه های خوشایندی را که در ذهنم آهسته به حرکت در می آوردم...

آنقدر آهسته که لحظه به وقوع پیوستنش متوجه خیلی چیز ها نبودم

و تازه نکات لطیفی از آن می فهمیدم...

 

آنقدر به عمق کوچک ترین حرکاتت فرو می روم که خودم را غرق شده حس میکنم

آنقدر برداشت های مختلف میکنم از یک نگاه ساده ات که خودم گیجِ توهماتم میشوم...!

خواستم این ها را بدانی....

و خواستم از تو تشکر کنم خوبِ من

که حتی اگر خودت نیستی

خاطرت با من است.

و بگذار فکر کنم که خودت آن را فرستادی

که شاید به فکر تنهایی من بودی

و اشک هایی که شاید آن شیشه نازک را بشکنند...

و یک احتمال دور که تو هم گاهی،

اندکی،

به یاد من می افتی....

 

 


+ اصلاً متن منسجمی نبود؛ ولی...


»حرف دل
YoUr FrIeNd


قالبهاي خانومي و آقايي