مـלּ و دل

home | EMAIL| DESIGN | profile

 پست ثابت متغیر


لازم میدونم یه چیزی رو بهتون بگم:

احساسات من فراز و نشیب زیادی داره

یه موقع پستام غمگینه

ولی بعضی وقتا هم خیلی پرشور و شاده !

خلاصه لحظه به لحظه ام یه جوره !



YoUr FrIeNd


می دانی..

این چند وقت زیاد یادت میکنم

خیلی زیاد...

به خودم که می آیم میبینم اوووووف!

چقدر زمان گذشته و من در سیر خاطرات گذشته و پیشامدهای آینده بودم!

چقدر ریزِ همه چیز یادم مانده ...!

و چه دوست داشتنی به نظرم می آمد لحظه های خوشایندی را که در ذهنم آهسته به حرکت در می آوردم...

آنقدر آهسته که لحظه به وقوع پیوستنش متوجه خیلی چیز ها نبودم

و تازه نکات لطیفی از آن می فهمیدم...

 

آنقدر به عمق کوچک ترین حرکاتت فرو می روم که خودم را غرق شده حس میکنم

آنقدر برداشت های مختلف میکنم از یک نگاه ساده ات که خودم گیجِ توهماتم میشوم...!

خواستم این ها را بدانی....

و خواستم از تو تشکر کنم خوبِ من

که حتی اگر خودت نیستی

خاطرت با من است.

و بگذار فکر کنم که خودت آن را فرستادی

که شاید به فکر تنهایی من بودی

و اشک هایی که شاید آن شیشه نازک را بشکنند...

و یک احتمال دور که تو هم گاهی،

اندکی،

به یاد من می افتی....

 

 


+ اصلاً متن منسجمی نبود؛ ولی...


»حرف دل
YoUr FrIeNd


مثل یه مسافر

تو یه جاده بی انتهــا

البته به نظر خودش

سوار بر ماشینی که طول جاده رو طی میکنه

و هیچ تصوری از پایان اون نداره ...

اینکه تا چند روز دیگه

اون ماشین تو یه غروب دلگیر

می زنه کنار و نگه میداره

و اون آدم

اون مسافر این راه بی پایان

باید پیاده بشه

و باقی جاده رو با گام هاش بشمره ...

یک راه خط کشی شده پیچ واپیچ ،

یک دختر دبیرستانی تنها میان جمعیت ..

میان خیلی های دیگر ،

خیـــلی ها ...

و آسمانِ گرگ و میشی که هیچ معلوم نیست آخرش طلوع می شود یا غروب ...

 

تو این وضعیت چه باید کرد ...؟؟

 

 

+ سالی که واسش نگرانم داره شروع میشه ..

و سالی که ازش خیلی میترسم در راهه ....

 

+ کمتر از 40 روز دیگه ازین ماشین تندروی تابستون پیاده میشیم...


»حرف دل
YoUr FrIeNd


 

 

+ جای همگی تان خالی...

سفر خیـــلی خوب اما خیــــلی کوتاه بود..


»دیگران
YoUr FrIeNd


حسی زلال داری و حالی زلال تر

چشمان تو شده ست از این حس و حال، تر

آری، به خاکبوسی کوثر نشسته ای

اشکی بریز از دل زمزم زلال تر

لطفش به مرز معجزه نزدیک تر شده ست

هرقدر آرزوی تو بوده محال تر

پر می زند دلم به هوای زیارتش

هرروز خسته حال ترم، حسته حال تر

خود را کبوتر حرمش فرض میکنم

هرگز ندیده ام از خود خوش خیال تر

من نیز می روم که ببینم به چشم خود

حسی زلال دارم و حالی زلال تر...

 

(سیدمحمدجوادشرافت)

 

 

+ نایب الزیاره تان هستم ان شاءالله...

 


»خاطره, دیگران
YoUr FrIeNd


السلام علیک یا امیرالمومنین...


ای ماه سر به مهر، سر از سجده بر مدار...
پشت سرت کسی نشسته که شق القمر کند...

 

 

 

+ التماس دعای خاص... این شبهای عزیز مارو از یاد نبرین...


»دیگران
YoUr FrIeNd


این بلاگفای کوفتی ایشششششالا هرچه زودتر بترکه داغون شه

ایشششششالا ایششششالا......

با پایه گذارانش باهم!!!

(الانه حذف شه وبلاگم!)

اصاب واسه آدم نمیذاره بخدا.........

×-××-××-××-××-××-××-××-××-×

+ زینب

از طریق بابات هم امتحان کردی؟؟!

جات خعلی تو گروه خالیه...


»خاطره
YoUr FrIeNd


 

 

افسران - میلاد اماممون مبارکه...

 

24تیر 1318...

کسی چه میدانست که شناسنامه ای که صادر میشود

مال کسی ست که میشود

نماد قدرت اسلام در قرون مدرن (!)

 

که از گوشه گوشه جهان نـدای "لبیـک یا خـامنه ای" سر بدهند

 

چه کسی فکرش را میکرد

که در قلب اسلام گریزی و اسلام ستیزی

مردم کم کم بیدار شوند...

کم کم همه بفهمند که انگار باید دنبال منشائی باشند

 

و خیلی آرام

بفهمیم که وقتش است این بار گران از دوش "سیدعلی" برداشته شود

و به صاحب اصلی اش محول شود

 

خیلی آرام و بی سروصدا

همه این زمزمه را می شنوند

که انگـار

 

ظهور نزدیک است...

ان شاء الله

 

 


»حرف دل, خاطره
YoUr FrIeNd


قالبهاي خانومي و آقايي